Welcome To Rasool Sharif Official Weblog free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
برای ورود به وبلاگ اینجا کلیک کنید............. برای ورود به وب سایت اینجا کلیک کنید

برای ورود به وبلاگ اینجا کلیک کنید............. برای ورود به وب سایت اینجا کلیک کنید
یادتون هست توی پست قبلی از یه نقد سیاسی گونه و ماجرای شایعاتی مثل شیلا خدادا د هنرمند محترم کشورمون و نظر شما نوشتم حالا نتیجه وگل ماجرا...
همه ما هر کدوم یه جوریی تا به حال با شایعه های رنگارنگ سرو کار داشیم وداریم وخواهیم داشت شایعاتی که هر کدوم عامل یه تصویر ذهنی و واکنش ما هستن.شایعه می تونه موضوعش و سازندش فردی باشه یا اجتماعی اماچیزی که خیلی توی جوامعی مثل ما مشهوده اینه که پراکنده شدن یه بخش قابل توجه اون بوسیله خود ماست که معمولا بدون هدف و برنامه است.گاهی هم این شایعات واسه بعضی ها( که بنده اصلا تمایل ندارم اسم ببرم) سوژه می شه واسه تهیه گزارش و کسب درآمد وجلب توجه و...اعمال شوم و خود خواهانه ای که با هیچ قانون و فکری سازگار نیست.
اخیرا هم که مد شده یه فیلم و یا گزارش تصویری از شایعات جذاب می سازند و به قولی یه سند یتی به موضوع میدن وبا یه خورده تبلیغ توی وبلاگ های بی نام ونشون یا چت روم ها به خورد جامعه ی اسکول می دن چیزی که دقیقا توی ذهن سازنده است.مثل شایعاتی که واسه اون بازیگر زن (بازیگر سریال نرگس ) .سعید مقامی .فروغ ویا شیلا خداداد ساخته شد ومی شه....
حالا اگه نمونه های کوچک و شخصی شو که حتما تا به حال زیاد دیده وشنیده باشین بهش اضافه کنیم می بینیم که نه بابا این شایعه هم واسه خودش یه پروسه مثل مسئله هسته ای داره و وقتی خودمون یا آشنایانمون نقش اولش بشیم می فهمیم مهار کردنش از بازی ایران و استرالیا یا آنگولا هم حیثیتی تره...
اما یه چیزی که خیلی مهمه اینه که جلوی سازنده شایعه رو نمی شه گرفت یا حداقل خیلی خیلی سخت می شه گرفت فوق فوقش مثل طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی می شه دیگه!.
با تکنولوژی های جدید و صورت های نو تکثیر شایعه چیکار می کنیم مثلا آمدیم و جلوی چند تا وب سایت و وبلاگ رو گرفتیم یا رفتیم یقه طرفی که اون صورت از شایعه رو تکثیر کرده یا حتی واسمون ساخته گرفتیم با سرویس هایی مثل ام ام اس که یه کلاغ چهل کلاغ رو با تکنولوژی روز به محضر مردم شریف می رسونه چه طور برخورد کنیم؟
شاید بهتر باشه هر کدوم از ما بدونیم و آگاه باشیم که با شایعه چطور برخورد کنیم تا تکثیر نشه به هر حال همه ما که اسکول نیستیم!هستیم؟( اینو اونا که می سازند می گن منو الکی متهم قرار ندین)
یاد اون داستانه معروف افتادم که :
یه روز یه فیلسوف معروف میاد پیشه سقراط می گه سقراط حکیم می دونی راجع به یکی از شاگردات چی شنیدم؟
سقراط می گه :قبل گفتنش سه تا سوال کوتاه منو جواب بده مرد می گه چه سوالی؟
سقراط می گه : تو از حقیقت بودن چیزی که شنیدی مطمئنی؟ مرد می گه نه فقط شنیدم!
سقراط می گه: چیزی که شنیدی خبر خوبیه یا نه؟ مرد جواب می ده : نه خبر خوبی نیست!
سقراط می گه : حالا بگو ببینم این چیزی که شنیدی سودمنده یا نه؟ مرد جواب میده نه واقعا!
در اونجاست که سقراط می گه مردتو چیزی می خوایبه من بگی که نه حقیقت داره نه خوبه ونه سودمند پس اصلا برای چی می خوای بگی ؟
آره اگه همه ما با دید سقراطی با شایعات روزمره برخورد کنیم می شه این معضل اسکول بودن جامعه رو مهارکرد ولی واقعا حیف نیست آبرو و شخصیت سخت به دست آمده آدما که به خاطر سادگی و جهل توی چند لحظه با چند تا کلیک و حرف و اینها به بازی گرفته می شه به هر حال امکانش هست یه وقت هم ما بشیم نقش اول این دست شایعات مگه نه؟؟؟
****************************************************
می خوام یک برای بار برای همیشه یه بحث سیاسی کنیم
نظر دوستانم چیه؟؟ به نظر شما یه دستایی دخیل نیست توی این شایعه ها

>>>>>>و عکس های در تهران<<<<<<



برای همه آنها که نوروز ۸۶ از دست دادیم و در حال ازدست دادنیم ...
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو
سجده به عشقت می زنم منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
روشن ترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت
تو ماندگاری در دلم می دانمت می دانمت
بنام او
آری امد بهار ...بهاری سبز و با طراوت به شادابی آنچه هست
ومن هم آمدم این بار با دستانی که از گرمی حضور تو دوست مهربان دارم
از احساس های گرم و خوب شما در تجربه شیرین وبلا گ نویسی
و اکنون من آمدم با وب جدید با شبکه ۳ با پروانه ها و با شما
هر هفته هر جا هر زمان
سال نو را به همه شما دوستان خوبم تبریک عرض می کنم.
دوستان خوبم همرا با آغاز سال نو در وب اصلی ام همرا هم باشید
![]()
سلام ..
سلام به تو سلام به شما. به تو که در مدتی که در کوران حوادث روزگار خود را گم کرده بودم با من بودی به تو دوست خوبم خویشاوند عزیزم و تو که تنها با نام این وب مرا می شناسی سلام
آری در میان کوران حوادث خود را گم کردن هم گاه حق است اما همه اش تجربه است ومن این بار با کوله باری از تجربیات بیشتر با گام های فولادین بسوی موفقیت ها قدم خواهم گذاشت.دوست دارم همچون گذشته یارم باشی و دست در دست هم فردیت را تنها بگذاریم.
خوشحالم که حداقل به لطف ایزد منان توانستم در کمترین زمان نیروی از دست رفته را بدست آورم و در آخرین هفت شنبه از سال ۱۳۸۵ آخرین مطلب را درج کنم .
چه خوب است همه ما به سختی ها شادی ها و تجربیاتی که از این دو در این سال بدست آوردیم بیشتر فکر کنیم و برای آینده خویش طرحی نو بیندازیم اینجاست که می شه گفت دل ها را هم خانه تکانی کردیم پس از همین حالا ۱ .۲ .۳ شروع ...
آره ، هر انساني حق داره كم بياره ، هر آدمي حق داره در برابر بعضي ناملايمت ها ، نامردمي ها ، نامهرباني ها شانه خالي كنه . هر كسي حق داره در برابر هجوم انبوه غم از پا بيفته ...
هر كسي حق داره خسته بشه ، حق داره ديگه نتونه ادامه بده ، تحملش تموم بشه ، حتي حق داره از تمام دلبستگي هاش خسته بشه بدش بياد ...
حق داره كوله اي رو كه پر از نيش و كنايه و زخم زبانه بندازه زمين
اما ايمان بياور كه اين كوله نه تنها وجودم را خسته كرده ، حتي شانه هايم را نيز زخمي كرده است.
آري من اين حق را دارم...
خداحافظ
همين حالا
خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام
خداحافظ كمي غمگين...
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر ،
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می ماند.
___________
بی ربط 1: چند روزي هست كه اومدم ولي پسوردم يادم نمي اومد!
بی ربط 2 :چقد حرف براي گفتن دارم...
بی ربط 3: احساساتي ميشويم...
بی ربط 4: سلام!
بی ربط 5:این هفته آخرین هفته ای خواهد بود که خانه گذران نوجوانی ها یم را لمس می کنم...
این روزا حتی نای فریاد زدن هم ندارم فقط...
دل به دریا زدی اما بی هوا
زیر و رو شد همه چی با یه خطا
سرنوشت و دیگه سرزنش نکن
حالا که شدی گرفتار بلا
گله کم کن پرشکسته که نمرده شوق پرواز
آسمون نرفته از یاد با دو بال من کن آغاز
قانون زندگی اینه با کسی شوخی نداره
کمر همت و بستی حالا یا علی دوباره
ابر غفلت پر رگبار غمه
هنوزم قصه سیب و آدمه
واسه جبران شکستن یه دل
قد کهکشون پشیمونی کمه
راه نداره به دل من هر کسی
نشو تسلیم غم دلواپسی
توی جاده های عبرت پابذار
بیا با من تا به دریا برسی
آخرش از همه دوستان خوبم به خاطر بد قولی هام نبودن هام و حتی نا مهربونی هام معذرت می خوام.
بسم رب الحسين الشهيد
قافله عشق در سفر تاریخ است
و تو ای آنکه در سال شصت و یکم هجری، هنوز در ذخائر تقدیر نهفته بوده
ای، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه ی بشریت پای به سیاره ی زمین
نهاده ای، نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه ی
خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از
خود و دلبستگی هایت هجرت کنی و به کهف حصین لا زمان و لا مکان ولایت
ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله ی سال شصت و یکم
هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی...
یاران شتاب کنید، قافله در راه است. می گویند گناهکاران را نمی پذیرند؟ آری
گناهکاران را در این قافله راهی نیست.... اما پشیمانان را می پذیرند. آدم نیز
در این قافله ملازم رکاب حسین است که او سر سلسله ی خیل پشیمانان
است، و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان
گشوده است، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سر گردان، در این برهوت
گمگشتگی وا می ماند.
قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند:
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.
فرا رسيدن ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر را به همه شما دوست خوبم تسلیت عرض می نمایم مرا نیز از دعا های خودت در لا به لای قطره اشکهای محرمیت فراموش نخواهی کرد ...می دانم.(ع
****************************************************
باز هم از همه خوبی ها و محبت های بی کران شما دوستان خوبم ممنونم و متشکر
بخاطر همه محبت هایی که باعث شده این وب پا برجا بماند علی رغم...
دل من دير زمانی است كه می پندارد :
« دوستی » نيز گلی است ؛
مثل نيلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظريفی دارد .
بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد
جان اين ساقه نازك را
- دانسته-
بيازارد !
در زمينی كه ضمير من و توست ،
از نخستين ديدار ،
هر سخن ، هر رفتار ،
دانه هايی است كه می افشانيم .
برگ و باری است كه می رويانيم
آب و خورشيد و نسيمش « مهر » است
گر بدانگونه كه بايست به بار آيد ،
زندگی را به دلانگيزترين چهره بيارايد .
آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف ،
كه تمنای وجودت همه او باشد و بس .
بینيازت سازد ، از همه چيز و همه كس .
زندگی ، گرمی دل های به هم پيوسته ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست .
در ضميرت اگر اين گل ندميده است هنوز ،
عطر جانپرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزيده است هنوز
دانه ها را بايد از نو كاشت .
آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان
خرج می بايد كرد .
رنج می بايد برد .
دوست می بايد داشت !
با نگاهی كه در آن شوق برآرد فرياد
با سلامی كه در آن نور ببارد لبخند
دست يكديگر را
بفشاريم به مهر
جام دل هامان را
مالامال از ياری ، غمخواری
بسپاريم به هم
بسراييم به آواز بلند :
- شادی روی تو !
ای ديده به ديدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه ،
عطر افشان
گلباران باد .
امروز برای اولین و آخرین با به ذهنم رسید دو تا ترک صوتی میکس شده و البته شنیدنی از خودمون واسه دانلود و بعنوان هدیه آپلود کنم

****************************************************
اما دومین نوشتار های جناب آقای قاسم سیدان روانشناس و استاد دانشگاه خویش خوبم
هفت راه کاشتن بذرآرامش و سعادت درذهن
قانون1: بيائيد ذهنمان را پر از فکر آرامش، شجاعت، سلامتي و اميد کنيم زيرا زندگي ما همان چيزي است که ذهنمان مي سازد.
قانون 2: بيائيد حتي با دشمنان حتي الامکان درگير نشويم ، زيرا اين کار بيشتر از آن که آنها را آزرده خاطر کند، از ما نيرو مي گيرد.بيائيد حتي يک دقيقه را هم صرف فکر درباره کساني که دوست نداريم نکنيم.
قانون 3:
الف- به جاي نگراني درباره ناسپاسي،انتظار ناسپاسي داشته باشيم. يادمان باشد که حضرت مسيح فقط در يک روز ده آدم جذامي را شفا داد وفقط يک نفر از او تشکر کرد.
ب- يادمان باشد که تنها راه دست يافتن به خوشحالي وسعادت، انتظار تشکر از ديگران نيست، بلکه بخشش را بايد به خاطر شادي بخشش دوست داشت.
د- يادمان باشد که سپاسگذاري را بايد همچون بذري کاشت بنابراين اگردوست داريم، فرزندانمان آدمهاي شکرگذاري بار بيايند، بايد اين صفت را به آنها بياموزيم.
قانون4: هميشه چيزهايي را که بايد شکرشان را به جا بياوريد بشماريد، نه مشکلاتتان را.
قانون 5: از ديگران تقليد نکنيم. خودمان را بشناسيم وخودمان باشيم زيرا حسادت يعني جهل و تقليد يعني خودکشي.
قانون 6: وقتي تقدير به دستمان يک ليمو ترش ميدهد، از آن شربت درست کنيم.
قانون 7: با اندکي شاد کردن ديگران، اندوه خود را از ياد ببريم. وقتي به ديگران نيکي مي کنيد به خود نيکي کردید. عرض مينمايم..
اگر روزی دلم گرفت! یادم باشد؛ که خدا با من است.... که فرشته ها برایم دعا میکنند..... که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد..... یادم باشد؛ که قاصدکی در راه است.... که بهار نزدیک است..... که فردا منتظرم می ماند...... که من راه رفتن می دانم و دویدن...... و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد...... اگر روزی دلم گرفت
چند روزه به چند دلیل با رادیو بخصوص شبکه جوان(FM 80-99) سرو کار دارم امروز واقعا به این نتیجه رسیدم که رادیو حداقل توی ایران ما قوی تر و بهتر و مفید تره تا تلویزیون پیشنهاد می کنم دوستای خوبم امتحان کنند.
رادیو جوان با بهترین ها ی خودالبته به نظر من که پیشنهاد می کنم بهتون:
سه شنبه خط خطی :سه شنبه ها/ ساعت ۱۰شب/گوینده:بنفشه رافعی/کارگردان :فرزاد حسنی و...
پارازیت:هرروز/ بنفشه رافعی و نیما رئیسی/ساعت ۱۰ صبح/سردبیر:صادق داوری فر
هفت شنبه:جمعه ها / ۹ صبح/ گویندگان:امیر منوچهری / الهام زرتاختی و.../ کارگردان فرزاد حسنی /تهیه کننده:فریبرز گلبن
آخرشه: جمه ها / ۶ شب/ گوینده:بنفشه رافعی/ سردبیر :افشین حسین خانی/کارگردان :فرزاد حسنی
هزار پنجره:هرروز/ ساعت ۳ بعد از ظهر/ گوینده:مهران دوستی و لاله اکبری
هفت ترانه: پنج شنبه ها: گوینده: تازه داماد سعید پور محمودی/ساعت ۹ شب / سردبیر :اگه اشتباه نکنم رضا عزتی
جوانی به وقت فردا: هر روز/ ۵ بعد از ظهر/گوینده:فاطمه صداقتی
راستی خوشحال می شم از نظر دهی درباره موضوعی که آخر وب مطرح کردم این دومین هفته است ها...
<<<<<تاريخ مصرف و تاريخ انقضا >>>>>
گل تا قبل از چیدن
گوجه :قبل از لهيده شدن
دفتر:تا وقتي كه جا داره
صندلي :تا وقتي كه پا داره
قايق:تا وقتي كه رو آب بمونه
ساعت :تا وقتيتيكتاك بخونه
چاقو:تا وقتي كه ببره
صابون :تا وقتي كه بشوره
سوزن :تاوقتي كه بدوزه
شمع :تا وقتي كه بسوزه
بستني :تا وقتي كه وا نره
ماشين :تا وقتي كه راه بره
چشمه :تا وقتي كه آب داره
قصه :تا وقتي كه چشم هوس خواب داره
كليد:تا كه دري بسته باشه
نقاب:تا صورتي خسته باشه
حوصله :تا وقتي كه سر نره
اراده :تا وقتي عزم راسخ از كف نره
عشق :تا روزي كه نفس بده
اميد :تا وقتي مژده ي رهايي از قفس بده
شادي :تا وقتي قدر بدوني
قول و قرار:تا وقتي رو ي حرفت بموني
دوستي :تا وقتي صداقت داري
صداقت :تا وقتي شهامت داري!!!